أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
546
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
خلفا نيز با فراغت دل * شد به دولت مقيم آن منزل 143 خمار بادهء دوشم اگر بر جان كمين دارد * چه غم چون ساقى ما نقد جان در آستين دارد 299 خواب خوش بادت حلال اى ديده چون جامى به خواب * ديد امشب آنچه عمرى بهر آن بيدار بود 9 خواند از آن صفحه تهى از عيب * رازهاى نهان ز عالم غيب 109 خوانده از جان فغانكنان هر شىء * و من آلماء كلّ شىء حىّ 190 خوبرويان به نغمهپردازى * كرد چون بلبلان همآوازى 251 خوش آن بكر معنى كه دور از دروغ * ز گلگونهء صدق دارد فروغ 230 خيال جهانگيرى [ و ] فكر جنگ * رها كرد دامان عشرت ز چنگ 205 خيال عدو آنكه شاه جهان * چو مه گشته در ابر روشن نهان 95 داديم جاى خود به سگان تو روز مرگ * سرمنزل شريف به ياران گذاشتيم 183 دبير فلك چون گرفت ارتفاع * مه و مهر را ديد در اجتماع 46 دبير فلك خاك پاى تو باد * صفير ملك در دعاى تو باد 88 دد و دام از آن عرصهء بىمفر * چو صوفى همه گرد خود در سفر 204 در آب روان شكوفه انداخته عكس * چون انجم ثابت و سپهر سيّار 258 در آبش اگر رفته حكم هلاك * اگر كوه گيرد قضا را چه باك 165 در آخر آنكه بود افتاده از فكر * به دو شد نامزده جنسى ولى بكر 216 درآرند از روى فرخندگى * چو تسبيح سر در خط بندگى 224 درآرند دست شجاعت به كين * ز روى تهوّر در آن سرزمين 119 درآمد ز كين تيغ آيينهرنگ * به درياى هيجا بسان پلنگ 56 درآمد شهنشاه گردونشكوه * ز فيروزبختى به فيروزكوه 222 در آن آتشيندشت نامعتدل * گيا خاك و خاك از هوا مضمحل 188 در آن بزم خطمى چو رندان مست * قدحهاى مىماند پهلوى دست 203 در آن بزم يكدم ز سوز و گداز * شدى ناى صافى درون نغمهساز 271 در آن چند روزى كه اعداى دين * گرفتند منزل در آن سرزمين 184 در آن چون آسمان خُرم چمنها * عيان در وى كواكب از سمنها 102